جمعه, ۲۷ فروردین ۱۴۰۰

پروهشگر گرامی، آمارهائی که در پیش روی شماست می‌تواند با واقعیت منطبق نباشد. پیشنهاد ما این است که آمارهای مختلفی را با هم مقایسه کنید تا به حقیقت درون آن واقعیت مورد تحقیق‌تان نزدیک شوید.

نویسنده: کميته حمایه از شاهرخ زمانی
تاریخ ایجاد: 5.3.1394

سلسله گزارشات از زندان و قتل گاه رجایی شهر :

هم وطنان عليه زندان ، شکنجه و اعدام و برای آزادی زندانيان سياسی عقيدتی به پاخيزید

مقدمه :

در ولایت مطلقه سرمایه داری ميليادر های اسلامی و برای حفظ و ادامه این مناسبات غارت و دزدی شکنجه ، جنایات سازمان یافته و قوانين ارتجاعی جمهوری اسلامی مانند قصاص و دار زدن ، قطع دست و پا ، بریدن انگشتان ، در آوردن چشم ، بریدن گوش ، تجاوز به دختران قبل از اعدام و ... که صفحات کارنامه سياه جمهوری اسلامی را پر می کرده اند، در مورد این جنایات قاضی القضات دزدان و چپاول گران صد ها هزار ميلياردی ثروت های عمومی جمهوری اسلامی می گوید : “این اعمال و اجرای این قوانين کليد بهشت ، قرب الهی و عين عدالت می باشد” آیا بين این قاضی القضات جمهوری اسلامی که بریدن دست و پا و در آوردن چشم و تجاوز به دختران و اعدام انسان ها را کليد بهشت می داند با تروریست های داعشی که حکومت اسلامی تشکيل دادند وبرای رفتن به بهشت دختران را خرید و فروش می کنند و به زنان و دختران تجاوز می کنند و مردم را سر می برند فرقی وجود دارد؟

کجا حکومت اسلامی یا در کل حکومت دینی سراغ دارید که چنين جنایاتی را مرتکب نشده باشند؟

تحت چنين افکار فاشيستی - مذهبی ایدولوژیک است که برده گان فکری ، ارازل و اوباش و حيواناتی که دچار سادیسم هستند که آزار و اذیت و شکنجه زندانيان زیر دست خود را لذت معنوی ، قرب الهی و توشه اوخروی و وسيله راه یابی به بهشتی می دانند، ساختار و ترکيب افراد این گونه کشتار ها عمدتاً در زندانها ، نيروهای سرکوب و اطلاعات حزب الله هيهای هستند که به ثروت های هنگفت نيز دست یافته اند، این حزب الله هی ها نيز مانند وهابی ها و داعشی ها ، طالبان ، صهيونيست و ... کشتار و شکنجه و تجاوز به انسان ها را به عنوان وظيفه الهی و راه یابی به قرب الهی می دانند، جمهوری اسلامی سرمایه داری برای حفظ حاکميت خود و دفاع از سرمایه داری موجود در ایران چنين حيوانات وحشی که تحت تسلط افکار جنایت در راه خدا و راه یابی به بهشت را وظيفه و سعادت برای خود می داند را دست چين کرده و در مکتب جنایت پيشه آموزش داده و می دهد.

این مقربين در گاه الهی از دی ماه 1393 تا کنون در وحشت از انقلاب آینده و قریب الوقوع بيش از 300 نفر را اعدام کردند (این اماری است که خودشان اعلام کردند.) این جانيان به پيروی از قاضی القضات و خمينی فتوا دهنده قتل عام زندانيان و خامنه ای ادامه دهنده راه خمينی جنایت کار به کشتار دهها هزار نفری دهه شصت ، ترورها و فجایع قتل های زنجيره ای ، کوی دانشگاه ، کشتار و تجاوزات در کهریزک ، اسيد پاشی به دختران و ... افتخار می کنند ، کشتار گاه رجایی شهر به عنوان یکی از مراکز عدل الهی جمهوری اسلامی و مرکز عروج جنایت کاران و رسيدن به قرب الهی و دست یابی به کليد بهشت دارای 6000 زندانی عمدتاً زیر حکم قصاص هستند که 2000 نفر از انها اعداميان در حال اجرای حکم هفتگی هستند،از این ميان 250 نفر زندانی عقيدتی سياسی با 35 اعدامی مانند زانيار و لقمان مرادی ، دهها نفر حبس ابد ، با سابقه بيش از 15 سال حبس مانند محمد نظری 22 ، حاج کریم معروف عزیز 18 سال و بقيه از 5 تا 35 سال حکم های فرمایشی با دستور بازجوها توسط دادگاه های فرمایشی محکوم گردیده اند، که اکنون زیر بمباران امواج دهها دستگاه پارازیت انداز و در منع کليه حقوق مشروع و قانونی در شرایط مرگ تدریجی قرار دارند با هدایت و دخالت غير قانونی و بر خلاف ماده 22 آیين نامه سازمان زندانها، شعبات اداره اطلاعات در زندانها مانند اوین 209 ، تبریز 37 ، اروميه اطلاعات ، ودر رجایی شهر بند هشت سپاه اداره و هد ایت این شکنجه های روحی و روانی را بر عليه زندانيان پيش می برند در نمونه های شکنجه های روحی و روانی روش های بسيار گسترده و سازمانيافته ای را اعمال می کنند که برخی از نمونه های آنها به قرار زیر است : اعمال محدودیت و در بيشتر مواقع محروميت عليه زندانيان در تغذیه ، بهداشت و درمان قانونی ، چپاندن دو تا سه نفر در قفس های بی پنجره چهار متری به جای 12 متر قانونی ، جلوگيری از حقوق مرسوم و قانونی مانند هواخوری ، مرخصی ، تلفن ، ملاقات حضوری ، مکاتبه ، و منع عف های موردی ، عمومی و ازادی مشروط ، بر گرداندن دوباره به شکنجه ، بازجویی دوباره ، با پرونده سازیهای جدید و دادن حکم های جدید مانند ارژنگ داودی ، خالد حردانی ، شاهرخ زمانی ، بهنام ابراهيم زاده و جدیداً رسول بداقی نصب 12 دستگاه پارازیت انداز سرطانزا که هر کدام برای یک شهرک 20000 نفری می باشد تحت این شرایط ایجاد شده توسط سربازان مولتی ميليادر های اسلامی طی چند سال اخير در این بند بسياری جان سپردند ، رادپور ، ساران ، حشمتی ، مهدی شعریت رضوی ، کرمی خير ابادی ، فعال کارگری جوان افشين اسانلو و ... از این جمله اند . در این حال وضعيت اوضاع زندانيان عادی دهها برابر بدتر از زندانيان سياسی - عقيدتی می باشد مثلاً در همان فضای که 80 نفر زندانی سياسی نگهداری می کنند در فضای برابر با آن تا 300 نفر زندانی عادی نگهداری می کنند، رئيس سازمان زندانها با پيروی از استاد خود گوبلز (که گفته بود دروغ هرچه بزرگ تر باشد باورش آسانتر می شود) بنا براین رئيس سازمان زندانها دروغ قابل توجه فرمودند و گفتند : " استاندارد های زندانها ایران بالاتر از استاندارد های اروپا است"واقعا" اثبات می شود که دروغگو حافظه ندارد چرا که جمعيت آمار زندانيان طی 36 سال هفت برابر شده است در حالی که جمعيت ایران طی 36 سال فقط دو برابر شده است این افزایش آمار زندانيها از دولت سری جمهوری اسلامی است ، از حرفهای وزیر بهداشت حسن کليد که در زندان قزل حصار در 5 مهر 16 نفر زنده بگور شدند چند ماه نگذاشته است، البته در سيستمی که 70 تا 80 مولتی ميليادر عمدتاً حکومتی کل مردم ستمدیده را در چنگال فقر و تنگ دستی و بی ایندگی می فشارند چاره رنجبران وحدت و تشکيلات سراسری و سازماندهی مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه و عدالت جویانه است.

اجبار : 1 - جواد پولادوند بدون اتمام معالجه به زندان بر گردانده شد.

جواد پولاد وند که روز سه شنبه هفته گذشته برای عمل پيوندی فوری به صورت اورژانسی به بيمارستان اعزام شده بود به علت اعتراض به اذیت و آزار و زدن دست بند و پابند و بستن به تخت بيمارستان و انواع توهين و تهدیدهای مداوم مجبور به اعتصاب غذا شده و بدون اتمام مداوا در روز 3 خرداد همچان که سخت بيمار است به سالن 12 سياسی بر گردانده شد لازم به ذکر است حدود 28 بيمار اورژانسی در سالن 12 سياسی وجود دارد که بسياری از آنها مانند ماشاالله حایری ، خانجانی ، فواد مقدم ، امان الله مستقيم ، حسن طفاح و ... حکم پزشکی قانونی دارند که معاف از زندان هستند ولی جلادان جمهوری اسلامی حتی به خرج خود بيماران نيز اجازه و مرخصی معالجه نمی دهند. و این بيماران در شرایط مرگ حتمی و فشار افکار عمومی به بيمارستان فرستاده می شوند.

2 - رسول بداقی همچنان در 209 است.

به دنبال دزدیده شدن رسول بداقی نماینده معلمان توسط اطلاعات به اسم بردن او به باز پرسی به 209 بردند و با توجه به اینکه دو ماه از حکم او باقی مانده بوده و باید آزاد می شد، اما اداره اطلاعات این تشکيلات شيطانی سربازان گمنام امام زمان او را مجددا" زیر بازجویی قرار داده اند و بر عليه او پرونده جدیدی می سازند، سربازان گمنام امام زمان و پيروان شيطان زمان طبق نقشه سازمان یافته جمهوری اسلامی سرمایه داری در دفاع از سرمایه داران مولتی ميليادر ها نمی گذارند زندانيان آزاد شوند در این راستا است که برای همه ای زندانيان پرونده های جدید و دروغين می سازند تا همه انسانها را در ترس و وحشت تابع شيطان زمان کنند. پس از دزدیده شدن رسول بداقی هم بندیان وی با صادر کردن چندین بيانيه دسته جمعی در دفاع از رسول و اعتصاب غذا و انواع اعتراض و دنبال کردن موضوع از طریق مسئولين زندان پی گير مداوم قضيه رسول بداقی بوده و می باشند. نجمی نماینده اداره اطلاعات در بند 8 زندان رجایی شهر در دیدار با مسئول سالن 12 سياسی یک دروغ شاخداری گفته بود : "ما حکم آزادی وی را ) رسول بداقی ( نوشته ایم اما اینکه کجا برده اند من خبر ندارم" . از این جهت دروغ شاخدار است که او نماینده اداره اطلاعات است و رسول را اطلاعات به اوین برده است معلوم است که بدون اطلاع معاون اطلاعات جای نمی برند و نمی تواند خبر نداشته باشد. صرف نظر از تایيد نظر ما که برخلاف قوانين خود حکومت مانند ماده 22 سازمان زندانها همه کاره ی زندانيان سياسی از صدور احکام فرمایشی تا منع اجرای مواد قانونی توسط اداره اطلاعات می باشد، برخلاف دروغ گویی های ساختاری و عرف اسلامی که در تمامی ارکان جمهوری اسلامی ریشه دارد بداقی با پرونده سازی این مزدوران و پيروان ولایت مطلقه شيطان تحت بازجویی و پرونده سازی که احتمال می رود حکم جدیدی عليه اش صادر کنند و با دادن حداقل حکم تعليقی مانند همه ای فعالين کارگری و مردمی از فعاليت انقلابی آنها جلو گيری شود و یا از ازاد شدن او جلو گيری گردد این روندی است که نقشه شيطانی دائمی جمهوری اسلامی است که با دادن حکم جدید و تعليق آن و گرفتن کفالت یا ضمانت فعالين را به رسم گروگان گيری در حالت آچمز قرار می دهند . تا اربابانشان راحتر با تحميل یک چهارم خط فقر و با بالاترین امار بيکاری ، گرسنگی تا به استثمار هر چه بيشتر مردم ادامه بدهند.

3 - مرگ سفيد با تشدید انتشار امواج پارازیت سرطانزا

با وجود بيش از ده دستگاه پارازیت انداز طی سه هفته اخير با تشدید امواج سرطانزا و مرگ بار بی حالی ، سردرد های شدید ، تشدید بيماری های مزمن و خطر ناک مانند امراض قلبی به بالا ترین حد خود رسيده است ، بطوری که دهها نفر به بهداری زندان و چندین نفر به طور اورژانسی مانند امان الله مستقيم و مقدم به بيمارستان انتقال یافتند. افزایش انتشار امواج پارازیت بقدری زیاد می باشد که امواج تلویزیونی را مختلف و برخی اوقات کاملا" کور می کند. هدف جمهوری اسلامی علنا" و هدفمند کشتار زندانيان می باشد. در این رابطه لازم به ذکراست قرار است خانواده زندانيان سياسی در اعتراض به این

نقشه کشتار مقابل دادستانی و ... تجمع کنند.

4 - تبعيد در تبعيد .

علی رغم اینکه زندان رجایی شهر خود تبعيدگاه است اما جمهوری اسلامی بر خلاف قوانين خود مخصوصا" آیين نامه سازمان زندانها در جهت تفکيک جرایم با هدایت اطلاعات و پادوی و نوکری معاون دادستان مهدی خدابخش تزدیک به 50 نفر زندانی سياسی را در بند های عادی مانند 1 ، 2 و 6 در ميان زندانيان مبتلا به ایدز و هيپاتيت و یا اعداميان خطرناک که تعادل روحی ندارند در معرض قتل عمدی قرار داده است اینکه 25 نفر زندانی سياسی - نظامی مانند ایرج حاتمی ، فرید آزموده ، علی رضا فراهانی و دهها زندانی سياسی - عقيدتی مانند سعيد شير زاد ، بهنام ابراهيم زاده ، عابدی ، بابادی و شهرام چينيان از این جمله اند. که علی رغم اعتراضات ، اعتصاب غذا زندانيان جهت جلو گيری از بر خورد های ضد قانونی و خود سرانه تا کنون هيچ ترتيب اثر داده نشده است . و مسئولين زندان بطور علنی و آشکارا اعلام می کنند که انها فقط مترسک و عروسک خيمه شب بازی در دستان اداره اطلاعات فقط جهت اجرای دستورات آنها هستند .

5 - رمضان احمد کرد سوریه همچنان در درد و عذاب است.

این جوان از حزب پ ک ک که پس از ده روز اعتصاب غذا از زندان عادی قزوین برای عمل جراحی به رجایی شهر اورده شده است اما اکنون دو ماه است که علی رغم چندین بار مراجعه به بهداری هنوز هيچ اقدامی برای عمل جراحی فوری ایشان صورت نگرفته است،

6 - فرهاد اقبالی در خطر مرگ قرار دارد.

هم وطن بهایی فرهاد اقبالی که به تازه گی عمل باز قلبی انجام داده است و باید و حتی به نظر پزشکان بهداری زندان، ایشان باید صد درصد تحت مراقبت های اورژانسی قرار گير د و فورا" اسکن هفتگی شود اما دو ما است علی رغم نامه نگاری و دوندگی او را سر می دوانند.

7 - منع یک ساله ملاقات هم وطن بهایی شهرام چينيان با خانواده اش.

حدود یک سال پيش شهرام چنينان به دليل اعتراض به حق کشی و نقض حقوق شهروندی و قانونی خود توسط حکم قوه قضائيه و ماموران خود سر دولتی ، در دزدیدن اموال شخصی و تحقير او با انداختن طناب دور گردنش و گرداندن در محل از سالن 12 سياسی بند 4 به بند یک تبعيد شد (بند زندانيان عادی) که کاری بود بر خلاف قانون تفکيک جرایم، همچنين اعداميانی که تعادل روحی ندارند و بيماران زیاد که دچار انواع بيماری های خطر ناکی مانند هيپاتيد و ایدز و ... هستند که بطور عادی و در روند عادی زندگی بقيه زندانيان بخصوص زندانيان سياسی را به شدت به خطر می اندازند. این در واقع قتل عمد است که جمهوری اسلامی آگاهانه و سازمان یافته زندانيان را به قتل می رساند. از همه ی اینها غير انسانی تر اینکه شهرام چينيان طی این مدت از ملاقات با مادر و خانواده اش محرم بوده است لازم به ذکر است بيش از 50 نفر از زندانيان سياسی مانند 25 نفر نظامی سياسی از جمله ایرج حاتمی، عليرضا فراهانی، فرید آزموده و ... همراه با دیگر زندانيان مانند بهنام ابراهيم زاده ، سعيد شيرزاد و ... با وجود خطرات مرگبار و بر خلاف قوانين خود جمهوری اسلامی، مخصوصا" در مورد تفکيک جرائم در بندهای عادی 1، 2 ، 3 و 6 در خطر به سر می برند، که جمهوری اسلامی بطور آگاهانه برای

کشتن، آنها را در بند های فوق پراکنده کرده است.

8 - اندر حکایت تبعيد ظالمانه آقای زید آبادی.

با وجود وعده و وعيدهای حسن کليد در رابطه با ازادی اصلاح طلبان حکومتی برای پيروزی در انتخابات مهندسی شده و برای فریب افکار عمومی بود، اما این کار تحقق نپذیرفت و همه فعاليت های زندانيان اصلاح طلب در جهت حفظ جمهوری اسلامی از خطر انقلاب و استقرار حاکميت مورد نظر توده ها مخصوصا" در سالهای 76 ، 88 ، 92 و اکنون تلاش انواع اصلاح طلب در بيرون و داخل و در زندان مانند یک نوکر بی جيره و مواجب به هدر رفت، این سيستم فاشيستی نه تنها التفاطی به نوکران خود نکرده و نمی کند، بلکه در هر زمانی که لازم بداند آنها را مچاله و تنبيه می کند تنها اصلاح طلبان از تنبيه نجات یافتند که کاملا فکر اصلاح طلبی را کنار گذاشته به وفادار فاشيسم تبدیل شده یا کاملا" منفعل شده اند، زندانيان اصلاح طلب حتی در زندانها نيز مانند دوران حاکميت خودشان تا بينهایت به نظام خدمت کردند و تا می توانستند جاسوسی بقيه زندانيان را هم کردند ولی باز چيزی که می خواستند بدست نياوردند چون حاکميت کنونی انها را در حد زباله های درونی خودش می داند که باید پاکسازیشان کند، هر چند این نوکران با کارهای شان در زندان تلاش کردند به نظام نشان بدهند که حاضرند باز یافت شوند، ولی نظام جمهوری اسلامی انها را در حد باز یافت هم لایق نمی داند و هر گونه تنبيهی را بر ایشان جایز می داند. آقای زید آبادی و مجيد توکلی چون بندگان سر سپرده و آرام خود را در مقابل همه تعدیها ، خودسری ها و تجاوز علنی جمهوری اسلامی به حقوق قانونی زندانيان مانند انتشار پارازیت ، منع تلفن ، مرخصی ، ملاقات حضوری و غيرهخدمت گذار نشان دادند، به قول صدای امریکا که در مورد مجيد توکلی در رابطه گفت : “در مقابل این همه حق کشی و برخورد شدید با زندانيان افراطی و عقيدتی - سياسی مجيد توکلی برد بار بود و از اطاقش بيرون نيامد” رادیو آمریکا راست می گوید ایشان فقط موقعی از اطاقش بيرون می امد که زندانيان در مجمع عمومی خود تصميم قاطع به مبارزه و بر گرداند دیگ های غذا (اعتصاب غذا)، تحریم هواخوری ، تحریم ملاقات ها می گرفتند ، ایشان در آن موقع بيرون می امد که شاید بتواند زندانيان را از تصميم شان منصرف کند یا اینکه به ماموران نشان بدهد که همراه بقيه زندانيان نيست، آنها )زید آبادی ، مجيد توکلی و دیگر زندانيان اصلاح طلب ( در این رابطه تلاش می کردند زندانيان و مجمع عمومی را از تصميم و مبارزه باز داشته و مانع حرکت و اعتراض شوند . در تاریخ مبارزات زندانيان اعمال ضد مبارزاتی و دفاع از جمهوری اسلامی آنها بار ها ثبت شده است، حتی دوستان آنها (زندانيان اصلاح طلب) بار ها طومار امضا کرده به اطلاعات محسن اژه ای فرستادند تا مخل کنندگان کارهای نظام ولایت مطلقه و محرکين اعتصابات را به تبعيد گاه ها ی دیگر یا به انفرادی ویا به بند های غير سياسی بفرستند که در چند مورد هم مانند ارژنگ داودی ، شاهرخ زمانی و سيمکو خلقتی واقعا" موفق شدند که در پی در خواست این دوست داران نظام جمهوری اسلامی (زندانيان اصلاح طلب) طی طومارهای افراد نام برده را به زندانهای مختلف از جمله سيمکو خلقتی به اوین ، شاهرخ زمانی به قزل حصار و ارژنگ نيز به اوین و ... در پی در خواست طوماری این اصلاح طلب تبعيد شدند. زید آبادی و همه ای دوستان اصلاح طلب متحدانه رسم رفاقت و وفاداری نسبت به جمهوری اسلامی را تمام و کمال به جا آوردند، اما امان از دست یار بی وفا و امان از بد قولی رفيق نا بکار که بالاخره حسن کليد به قولش عمل نکرد و او را نيز به دست دوستان اصول گرایش سپرد و انها نيز دست مزد خوش خدمتی ، خوش رقصی هایش را با تبعيد جدید پرداخت کردند.

9 - جنایت مسلم جمهوری اسلامی،

بهداری زندان رجایی شهر آمار بيماران از جمله 22 نفر ایدزی را روی برد زده است که اولاً بيماران غير قابل درمان که دچار بيماری های مسری هستند باید بلافاصله طبق قانون آزاد شوند. ثانياً نه در مکان عمومی مانند بهداری ویا ميان 6000 زندانی، بلکه یاید در جاهای کاملاً امن و دارای امکانات مداوا یا مراقبت های انسانی بيماری را مهار کرده یا حداقل از نشر بيماری جلو گيری کنند. نگهداری این بيماران بدون مداوا در فضای عمومی جنایت مستقيم و قتل عمد سازمان یافته عليه تمامی زندانيان و کل مردم ایران محسوب می‌گردد.

10 - سعيد عابدی پس از پيروزی به اعتصاب غذای خود پایان داد.

سعيد عابدی پس از 32 روز اعتصاب غذای موفقيت آميز در اعتراض به نگهداری خود در بند عادی روز 1394/3/4 بطور پيروز مندانه به سالن 12 سياسی برگردانده شد. این کار و پيروزی سعيد عابدینی درسی است برای دوستانی که در بند های عادی نگهداشته می شوند. آنها نيز باید دست به چنين اعتراضی بزنند و مانند سعيد محکم بایستند تا آنها نيز به بند سياسی بر گردانده شوند.سعيد چه در زمانی که در بند عادی و چه زمانی که در بيمارستان بستری بود هرچه رئيس زندان ، معاون دادستانی و دیگر مسئولين از او خواسته بودند اعتصاب خود را بشکند و به او قول می داند که پس از شکستن اعتصاب به سالن 12 خواهند اورد قبول نکرده بود و گفته بود من فقط وقتی اعتصاب خود را می شکنم که در سالن 12 باشم و دقيقاً به این تصميم خود عمل کرد و تا زمانی که وارد سالن 12 نشده بود حتی در 5 دقيقه قبل از ورود به سالن که در دفتر افسر نگهبان بود و از او خواستند حالا اعتصابت را بشکن گفت فقط در داخل سالن خواهم شکست.

11 - اصغر قطام اگر تا دو ماه عمل نشود خواهد مرد.

آقای اصغر قطام که به دیابت و سرطان پيش رفته بدخيم معده مبتلا است و تا به حال دو بار عمل شده است که عمل سوم آن برای سوزاندن ریشه سرطان نهایتاً باید طی مدت دو ماه مداوا شود، چرا که ضرورت حياتی و تعيين کننده در رابطه با مرگ و زندگی دارد، اما پس از 3 روز مرخصی استعلاجی به دليل عدم موافقت خدابخش جنایت کار و قاتل که معاون دادستانی است به زندان بر گردانده شد، تا مانند دگمه چی و دیگر زندانيان به قتل رسانده شود بدون شک اگر آقای اصغر قطام بر اثر عدم مداوا بميرد قاتل او خدابخش است چرا که آگاهانه از مداوای او جلوگيری کرده است.

12 - مرخصی قطره چکانی یا مرخصی تشویقی،

مرخصی قطره چکانی سه روزه به اصلاح طلبان حکومتی داده می شود ، به دنبال فشار خانواده ها و افکار عمومی رژیم در عمل فریب کارانه و در جهت لوس کردن قانون از طریق اصلاح طلبان خودی برای فعاليت های غير سياسی مانند هر عمل جاسوسی 3 روز مرخصی تشویقی می دهد، تا به قول رئيس سازمان زندانها استاندارد های بالاتر از زندان های اروپا را به نمایش بگذارد. در طی 2 ماه از جریان اصلاح طلبان مهدی معتمدی مهر و عرب گل و از جزیان غير سياسی جمشيد صادق حسينی چندین با به مرخصی تشویقی که دستمزد جاسوسی آنها است رفتند.

هم وطن فریاد زندانی سياسی ، فریاد مبارزه عليه استبداد و بهره کشی و صدای آزادی و برابری و عدالت اجتماعی برای شما و برای همه انسانهاست.

عليه زندان و شکنجه و اعدام و آزادی زندانيان سياسی به پا خيزید.

شکنجه و اعدام لغو باید گردد.

کارگرزندانی ، زندانی سياسی آزاد باید گرد .

کميته حمایه از شاهرخ زمانی 1394/3/5

مطالعه علمی یعنی مقایسه آمارها در مورد یک پدیده مشخص